در قسمت اول مجموعه برنامه ی دریای سیاه؛ آوردگاه روسیه و ناتو، اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک دریای سیاه بررسی می گردد.

دریای سیاه، در جنوب شرقی اروپا قرار دارد. تنگه بُسفر Bosphorus، دریای سیاه را به دریای مرمره متصل می کند و تنگه «داردا نل Strait of Dardanelles»، آن را  به دریای اژه وصل می کند. دریای سیاه از طریق دریای مرمره ، اژه و مدیترانه به اقیانوس اطلس وصل می شود. پهنه آبی دریای سیاه ، اروپای شرقی و آسیای غربی را از هم جدا می کند.  در شرق دریای سیاه، تنگه کِرچ kerch  قرار دارد که این دریا را به دریای آزوف، پیوند می دهد.

کشورهای هم مرز با دریای سیاه عبارتند از: ترکیه در جنوب، بلغارستان و رومانی در غرب، اوکراین در شمال، روسیه در شمال شرقی و گرجستان در شرق، شبه جزیره کریمه در شمال دریای سیاه واقع است. حدود 60 سال قبل رهبر اتحاد جماهیر شوروی آن را به اوکراین هدیه داد. این منطقه اکنون به کانون اصلی رقابت و منازعه روسیه با اوکراین ، امریکا و ناتو تبدیل شده است .

دهها شهر بندری مهم در سواحل دریای سیاه واقع شده اند که اهمیت ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیک این دریا را افزایش می دهند. شهرهای بندری اصلی دریای سیاه در سواحل اوکراین شامل اودسا و الیچیوسک Illichivsk می شوند. این دو بندر بیشترین میزان حمل و نقل دریایی را به خود اختصاص داده اند. بندر نووروسیسک Novorossiysk و تاپسه Tuapse در روسیه و بندر باتومی در گرجستان واقع شده اند. بنادر وارنا و بورگاس در بلغارستان و بندر کنستانتا در رومانی قرار دارند. شهر استانبول ترکیه بعنوان یک قطب اقتصادی در حاشیه دریای مرمره واقع شده که از طریق تنگه بسفر به دریای سیاه متصل می شود. همچنین علاوه بر این شهرهای بندری مهم، رودخانه مهم دانوب که یک شریان تجاری بزرگ برای کشورهای بالکان است، در نهایت به دریای سیاه سرازیر می شود.

دریای سیاه به لحاظ قرار گرفتن در تقاطع آسیا و اروپا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دریای سیاه در معادلات انرژی نیز جایگاه برجسته ای دارد  خط لوله باکو- نوروسیسک به طول 1500 کیلومتر، خط لوله نفت باکو-سوپسا به طول 920 کیلومتر، خط لوله نفت باکو- تفلیس –جیحان به طول1730 کیلومتر، خط لوله نفت تنگیز- نوروسیسک به طول1600 کیلومتر و خط لوله باکو- تفلیس –ارزروم مهمترین خطوط انتقال انرژی از مسیر غرب به اروپا هستند که عمدتا در حوزه دریای سیاه قرار دارند. خط لوله موسوم به ترکیش استریم یا جریان ترکی و همچنین خط لوله جریان جنوبی یا سوث استریم South Stream از دریای سیاه عبور می کنند . کنترل دریای سیاه، قرنها هدف سیاست خارجی روسیه بوده است. روسیه برای گسترش نفوذ خود و رسیدن به دریاهای گرم جنوبی، تسلط بر دریای سیاه را به عنوان نخستین گام استراتژیک در راهبرد دریایی خود مد نظر داشته است. امپراطوری روسیه پس از تصرف  خانات کریمه در 1783، سرانجام توانست کنترل کامل را بر سواحل شمالی دریای سیاه در دست بگیرد. 

در کنفرانسی که در دسامبر 2019 در "دانشکده عالی اقتصاد" روسیه با عنوان "اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه دریای سیاه در متن رقابت قدرت بزرگ" برگزار شد، پیر امانوئل تامن Pierre Emmanuel Tamen، استاد روابط بین الملل با اشاره به دو تحول مهم، تشدید رقابت ها در حوزه ژئوپلیتیکی دریای سیاه را تشریح کرد و گفت: نخست اینکه جهان در حال تکه تکه شدن است زیرا جهانی سازی فرصتی برای منازعه میان بازیگران برای توزیع مجدد فضاهای ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است. دوم اینکه رقابت های عقیدتی در این منطقه موجب تشدید منازعات شده است. امریکا به اروپا به عنوان پایگاهی مهم می نگرد که از طریق آن باید با تحرکات روسیه در اوراسیا مقابله کرد. استراتژی امریکا شامل محاصره اوراسیا از سمت اروپای شرقی، هند و اقیانوسیه، ایجاد پایگاه­های آمریکایی و  ناتو و اسقرار زیرساخت های دفاع موشکی در این منطقه است. در استراتژی امریکا برای تسلط بر اوراسیا، اوکراین و کشورهای عضو ناتو واقع در حوزه دریای سیاه، جایگاه مهمی دارند. هدف ادعایی این استراتژی امریکایی ،  جلوگیری از تبدیل شدن دریای سیاه به دریاچه روسی می باشد.

از سوی دیگر روسیه نیز باهدف به چالش کشیدن پروژه تک قطبی و تهاجمی امریکا موسوم به «اتحاد یورو-آتلانتیست» می کوشد، منافع خود را در حوزه دریای سیاه تامین کند. این هدف حداقل به طور موقت قابل دسترسی است چه اینکه در مورد گرجستان و اوکراین، شانس این­ دو کشور برای پیوستن به سازمان ناتو در طولانی مدت مورد تردید است. به رسمیت شناختن استقلال آبخازیا و اوسیتیای جنوبی توسط روسیه و همچنین اقدام مسکو در ضمیمه کردن بندر کریمه به خاک خود در پی اعلام نتایج همه پرسی استقلال این منطقه در سال2014 ، مانعی در برابر عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو می باشد. چرا که بر اساس منشور ناتو ، کشورهای دارای مناقشات سرزمینی نمی توانند به عضویت این سازمان دربیانید. از منظر ژئواستراتژیک، این موضوع به روسیه، این امکان را می دهد که با کنترل کامل بندر سواستوپول (Sevastopol)، دسترسی ممتاز به دریای سیاه را فراهم و با محاصره خود توسط سیستم دفاع موشکی ناتو و پایگاه های ناتو در دریای سیاه، مقابله کند.بخش بزرگی از ناوگان دریای سیاه نیروی دریایی روسیه در ساحل شهر سواستوپول مستقر است.در سال ۲۰۱۴ و در طی بحران کریمه، با تصویب شورای محلی شهر سواستوپول، این شهر که در شبه جزیره کریمه واقع شده است، نیز به فدراسیون روسیه پیوست.

منطقه دریای سیاه و فضای هوایی آن، یک محیط ژئوپلیتیکی پیچیده است و امکان ایجاد اصطکاک بالقوه بین روسیه با امریکا و ناتو وجود دارد. در حالی که ناتو بهمراه اتحادیه اروپا تلاش می‌کنند در شرق تا مرزهای روسیه گسترش یابند، روسیه نیز تلاش می کند از خلاء ها و ضعف های موجود در این منطقه برای مقابله با زیاده خواهی ناتو استفاده کند. وجود مناطق جدایی طلب یکی از معضلات کشورهای اوراسیاست. رویکرد غربگرایی برخی از کشورهای این منطقه و رقابت های روسیه و ناتو باعث شده است که مشکلات در این مناطق ادامه یابد. برای مسکو منطقه دریای سیاه پل ارتباطی بین اروپا، دریای خزر، آسیای مرکزی است که در معادلات انرژی نیز جایگاه مهمی دارد؛ از اینرو حفظ نقش غالب در منطقه دریای سیاه، یک عنصر مهم دراستراتژی روسیه می باشد. در طرف مقابل، امریکا و ناتو با آگاهی از اهمیت دریای سیاه برای روسیه، در سال‌های اخیر تحرکات شان را در این منطقه افزایش داده اند بطوریکه سران ناتو خود از جمله نشست ورشو در جولای 2016 ، مدعی تهدید آمیز بودن فعالیت های روسیه در دریای سیاه شده و بر دفاع جمعی و بازدارندگی در این منطقه و همچنین استقرار چهار گردان نیرو در شرق اروپا تاکید کردند. 

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۰ ۱۳:۴۱ Asia/Tehran