در قسمت پنجم دریای سیاه؛ آوردگاه روسیه و ناتو ؛ رویکرد ناتو و روسیه درباره شبه جزیره کریمه ، بررسی می شود.

در قسمت قبلی پیامدهای دخالتهای امریکا و ناتو در حوزه پیرامونی روسیه با شکل دهی انقلابهای رنگین در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان را برای شما شنوندگان گرامی توضیح دادیم. در این قسمت به اهمیت کریمه برای روسیه و پیامدهای دخالتهای امریکا و  ناتو در این شبه جزیره را بررسی می کنیم. شبه جزیره کریمه به عنوان جنوبی ترین نقطه جغرافیایی اوکراین، با قرارگرفتن در دریای سیاه از موقعیت خاصی به لحاظ ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی و همچنین ژئواکونومیکی برخوردار است. حاکمیت بر شبه جزیره می تواند تسلط بر دریای سیاه را تسهیل کند. در دکترین نظامی روسیه، تقویت توان نیروی دریایی این کشور از جمله در دریای سیاه  از اهمیت حیاتی برخوردار است در دکترین دریایی 2020، بر تبدیل شدن روسیه به یکی از بزرگترین نیروهای دریایی جهان تاکید شده است.

دکترین دریایی2020 روسیه که قبلا در 2011 میلادی تدوین شده بود در ژوئیه 2015 از سوی رئیس جمهوری این کشور مورد بازنگری قرار گرفت. این دکترین، متاثر از مخالفت این کشور با گسترش ناتو به شرق، تقویت حضور ناوگان های روسیه در دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس شمالی و دریای سیاه  را مد نظر دارد. در دکترین دریایی 2020 فدراسیون روسیه همچنین بر اهمیت بندر سواستوپل در کریمه تاکید شده است. سواستوپل (Sevastopol) امکان دسترسی سریع مسکو به مدیترانه شرقی، بالکان و غرب آسیا را فراهم می­ کند. کریمه منطقه ای توریستی است که ناوگان دریایی روسیه در دریای سیاه در آن مستقر است و علاوه بر آن بیش از 50 درصد از جمعیت آن را روس تبارها تشکیل می دهند.

تنش ها در شبه جزیره کریمه، بعد از برکنار شدن "ویکتور یانوکوویچ" از ریاست جمهوری اوکرین شدت گرفت و در این میان بسیاری از روس گرایان خواستار جدا شدن کریمه از این کشور شدند. از لحاظ تاریخی نیز شبه جزیره کریمه همواره صحنه اشغال و تاخت و تاز حکام مختلف از امپراطوری بیزانس و عثمانی­ها گرفته تا آلمان نازی بوده است. روس ها حضور خود در کریمه را از قرن 18 میلادی توسعه دادند و پایگاه دریایی خود در کریمه را در بندر"سواستوپل در سال 1783 تاسیس کردند. حضور روس ها در این منطقه فقط در یک دوره و آن هم در زمان اشغال توسط نازی ها قطع شد.

  به لحاظ اقتصادی نیز شبه جزیره کریمه از اهمیتی حیاتی برای روسیه برخوردار است. این منطقه در حدفاصل دریای سیاه و آزوف AZOV واقع شده و یکی از مسیرهای حمل و نقل روسیه و اوکراین با شرق اروپا و غرب آسیاست. این شبه جزیره همچنین غنی از منابع زیرزمینی است. کریمه که وسعتی به اندازه کشور بلژیک دارد یک منطقه مهم کشاورزی به ویژه در زمینه  تولید تنباکو در جهان بوده و به دلیل بهره مند بودن از شرایط خاص جوی و دارا بودن سواحل زیبا یک منطقه جذاب و پرطرفدار برای گردشگران محسوب می شود. بنابراین کنترل این شبه جزیره از حیث تسلط برشمال دریای سیاه، کنترل کریدور جنوب در عرضه منابع گازی روسیه به بازارهای جهانی و نیز از نظر بهره برداری از منابع نفت و گاز دریای سیاه برای روسیه اهمیت اساسی دارد .

‌اگرچه سیاست روسیه نسبت به اوکراین بیشتر از لحاظ کارکرد امنیتی و اقتصادی مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته، نباید از اهمیت اجتماعی و فرهنگی اوکراین برای روسیه نیز غافل شد.اهمیت اوکراین، به ویژه کریمه برای روسیه ریشه درتاریخ دو کشوردارد. روسها کی یف را نخستین خاستگاه تاریخی خودمی ­دانند. از نظر  ملی گرایان روس، اوکراین بخش جداناشدنی این کشوراست و نخستین دولت مقتدر روسی – اوکراینی در سال882 میلادی درمرکز شهر کی یف تشکیل شد که در واقع بنیان اصلی روسیه یکپارچه را گذاشت .ازنظرمذهبی هم اوکراین به این دلیل که کی­ یف خاستگاه ومحل بنیان کلیسای ارتدوکس بوده، موردتوجه روسیه است.

به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران مسائل استراتژیک، تلاش غرب و در راس آنها امریکا برای منزوی کردن روسیه از طریق گسترش ناتو به مرزهای این کشور و تلاش ناتو برای حضور در دریای سیاه، کرملین را در مسیری قرار داد که نقض حاکمیت اوکراین در سال 2014 را منطقی ترین سیاست برای امنیت خود بداند. کرملین با تصرف کریمه خواست از دو تهدید جلوگیری کند: نخست ممانعت از عضویت اوکراین در ناتو و دیگری جلوگیری از تخلیه ناوگان دریای سیاه روسیه در کریمه.

 جان مرشایمر نظریه پرداز رئالیسم تهاجمی در ارزیابی از اقدام ناتو در تحریک اوکراین معتقد است غرب با جذب اوکراین دچار اشتباه بزرگی شده است بی ثباتی بیشتر در اوکراین می تواند به درگیری های منطقه ای وسیع تر منجر شود آن هم در زمانی که علائمی از رقابت نظامی روسیه و ناتو در زمینه موشک های میان برد و سلاحهای هسته ای استراتژیک و تاکتیکی وجود دارد. در بخشی از مقاله مرشایمر می خوانیم:

با کمال تعجب ، صداهای مختلفی  در ایالات متحده  که خواستار مسلح کردن اوکراین هستند، به گوش می رسد. اخیرا گزارشی از سه اندیشکده برجسته آمریکایی منتشر شده که در آن بر ارسال اسلحه های پیشرفته به کی یف تأکید کرده است .آنها اشتباه می کنند. ارسال سلاح به اوکراین موجب نجات ارتش این کشور نمی شود و در عوض منجر به تشدید درگیری ها می شود. چنین اقدامی به ویژه خطرناک است زیرا روسیه هزاران سلاح هسته ای دارد و به دنبال دفاع از  منافع مهم استراتژیکی خود است. واشنگتن مجبور است مقادیر زیادی تجهیزات برای پیروزی ارتش اوکراین در برابر روسیه ارسال کند اما درگیری به همین جا ختم نمی شود. روسیه به شدت واکنش نشان خواهد داد و هر گونه سود موقتی را که کی یف ممکن است از سلاح های آمریکایی بدست آورد ، از بین می برد. نویسندگان این اندیشکده ها  این امر را تأیید می کنند که "حتی با پشتیبانی عظیم غربی ها ، ارتش اوکراین قادر نخواهد بود حمله مصمم توسط ارتش روسیه را دفع کند.خلاصه اینکه ، ایالات متحده نمی تواند در مقابل روسیه بر سر اوکراین پیروز شود و از این طریق شکست روسیه را در میدان جنگ تضمین کند.

از نظر روسیه، گسترش ناتو و اتحادیه اروپا  به شرق، همچنین  تاثیر مستقیمی بر کاهش اقتدار روسیه در نظام بین الملل دارد. سازمان پیمان امنیت جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و متعاقبا سازمان همکاری های شانگهای ابزارهای مهم روسیه برای تقابل با گسترش نهادهای غربی به سمت مرزهای روسیه است. از اینرو  تمایل رهبران غرب گرای اوکراین برای پیوستن به منظومه نظامی اقتصادی غرب زنگ های خطر را برای منافع حیاتی روسیه به صدا درآورد

 در پی الحاق کریمه به خاک روسیه ، بخشی از روس تباران ساکن در شرق اوکراین نیز با امید به اجرای سناریوی کریمه از سوی مسکو تظاهرات خیابانی ضد دولتی در شرق اوکراین برپا کردند و با پایین آوردن پرچم اوکراین و جایگزینی آن با پرچم روسیه تمایل خود را برای الحاق به فدراسیون روسیه اعلام کردند. این تحرکات  با ورود ارتش و تصرف مناطقی از شرق اوکراین و سپس با امضای موافقتنامه 2015 در مینسک به پایان رسید. با این حال همچنان این مناطق بستر ناآرامی های سیاسی هستند.مقامات کی یف معتقدند این تحرکات تجزیه طلبانه با حمایت و تحریک مسکو به وقوع پیوسته است. روسیه صراحتا این ادعای اوکراین را  رد نکرد و به نظر می رسد هدف روسیه از تحریک احتمالی جدایی طلبان در شرق اوکراین ایجاد مناطق فدرال در شرق این کشور برای تاثیر گذاری بر تصمیمات مهم کی یف باشد؛ به طوری که در خوش بینانه ترین حالت این مناطق بتوانند مانع از عضویت اوکراین در ناتو باشند.

بدین ترتیب همانطوریکه رویکرد غربگرایی و ناتو گرایی گرجستان نتوانست مناطق جدایی طلب آبخازیا و اوسیتیای جنوبی را به این کشور برگرداند، رویکرد ناتو گرایی اوکراین نیز در جدایی کریمه از این کشور تاثیر داشت . 

خرداد ۲۳, ۱۴۰۰ ۰۸:۲۳ Asia/Tehran