در قسمت پنجم از مجموعه برنامه ی اصلاحات فرهنگی در عربستان سعودی، موانع تحقق سند چشم انداز 2030 بررسی می گردد.

با نگاهی به اهداف و انگیزه های مطرح شده برای سند چشم انداز 2030 عربستان سعودی به خوبی می توان موانعی را که این کشور و شخص بن سلمان ولیعهد سعودی در اجرای این سند با آن روبرو هستند، برشمرد. یکی از مهمترین این موانع، فضای متشنج داخلی است. مردم عربستان سعودی به ویژه در سالهای اخیر به دلایل مختلف دست به برپایی تجمعات اعتراض آمیز اقدام کرده اند؛ علاوه بر شیعیان، قشرهای دیگر جامعه نیز به جمع  معترضان پیوسته اند،  مساله ای که تداوم آن می تواند به عنوان یکی از مهمترین موانع پیش روی تحقق سند چشم انداز باشد.

موانع اجرایی کردن سند چشم انداز 2030 در دو دسته ی داخلی و خارجی خلاصه می شود. یکی از موانع پیش روی این سند که جنبه داخلی دارد، اختلافات سیاسی و جنگ قدرت است. در کشوری که بر سر تصاحب قدرت بین نخبگان سیاسی و شاهزادگان درگیری و نزاع وجود دارد، درباره رسیدگی به موضوع‎های اساسی کشور نمی‌توان انتظار وحدت نظر داشت. این در شرایطی است که تحقق سندی چون سند 2030 که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آرمانی و بلندپروازانه است، به انسجام و وحدت در جامعه عربستان سعودی نیاز دارد. کودتای محمد بن سلمان علیه «محمد بن نایف» در کنار دیگر اقدامات خودسرانه وی به ویژه حمله به یمن و محاصره قطر باعث شد که مخالفت‌های داخلی در عربستان سعودی علیه وی گسترش یابد. در این راستا ده‌ها شاهزاده‌ مخالف بن سلمان دستگیر یا ناپدید شده‌اند. بسیاری از فعالان سیاسی عربستان سعودی اقدامات بن سلمان را بر خلاف منافع عربستان سعودی می‌دانند. بر این اساس خبرگزاری اسپوتنیک عربی در‌باره شخصیت بن سلمان نوشته است که «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی، جوانی بی‌تجربه بوده و ممکن است که فاجعه‌هایی را برای کشورش به بار بیاورد.

کشوری که وابستگی حدوداً هشتاد درصدی به منابع نفتی خویش دارد، چگونه ‎می‌تواند بدون ایجاد زیرساخت های لازم، اقتصادی بدون اتکا به درآمد‌های نفتی به وجود آورد. وابستگی عربستان سعودی، به منابع نفتی در بین کشور‌های بزرگ تولیدکننده نفت به اندازه‎ای بالاست که جزو سه کشور با بیشترین میزان وابستگی است. بنابراین مقام‎های سعودی با توجه به ساختار فاسد مالی و اداری این کشور که در گزارش های سازمان بین المللی از جمله «موسسه بین المللی شفاف سازی» منعکس شده است ، قادر نیستند که اقتصاد این کشور را بدون درآمد‌های نفتی اداره کنند و یا در صورت اجرایی شدن آن، مجبور به اجرای طرح ریاضتی هستند که به نظر نمی رسد جامعه عربستان سعودی، این مساله تحمل کند.

ماجراجویی های سیاسی ریاض در خارج از مرزها، مانع بزرگ دیگر عربستان سعودی در تحقق سند چشم انداز 2030 است. یکی از مهمترین این موانع جنگ یمن است جنگی که وارد سال هفتم شده است و عربستان سعودی با صرف هزینه های گزاف نتوانسته است به اهداف خود دست یابد. یکی دیگر از موانع رسیدن به اهداف سند چشم انداز 2030 در عربستان سعودی، تشتت و اختلاف بین نخبگان و مراکز قدرت است. اختلافات موجود بین خاندان پادشاهی عربستان سعودی زمینه لازم برای تغییرات گسترده در سیستم حکومتی این کشور را فراهم نمی سازد. استیگ استنسلی، از کارشناسان برجستۀ مسائل عربستان سعودی در کتابش با عنوان «جامعه‌شناسی سیاسی قدرت در عربستان سعودی»، نوشته است: در کشوری که بر سر تصاحب قدرت بین نخبگان سیاسی درگیری و نزاع وجود دارد، چگونه می تواند در موضوعات اساسی کشور نظر واحدی داشته باشد. از قضا رقبا در این کشورها برای تخریب همدیگر اقداماتی انجام می دهند که کارنامه طرف مقابل را ناکارآمد جلوه دهند. این در حالی است که برای تصمیم بزرگی که در سند چشم انداز 2030 ادعا شده، به اجماع نخبگانی در سطوح سیاسی و اقتصادی نیاز است. عدم وجود اجماع بین نخبگان سیاسی و اقتصادی یکی از مهم ترین موانع در مقابل تحقق چشم انداز مذکور است.

در مقابل اعتراضات گسترده ای که در سال های اخیر متوجه سران سعودی شده است، اقدامات رفاهی حکومت افزایش یافته است. در حال حاضر مردم این کشور انتظارات فزاینده ای برای افزایش سطح رفاه و معیشت خویش دارند؛ اما بر اساس سند چشم انداز 2030 بایستی اقتصاد ریاضتی در دستور کار باشد تا این که میزان وابستگی به منابع نفتی کاهش یابد. تضادی که بین انتظارات عمومی با سیاست جدید به وجود می آید، موج اعتراضات علیه حکومت آل سعود را افزایش خواهد داد. به عقیده ی کارشناسان از جمله سراج یوسف، مقامات سعودی برای حفظ قدرت خویش در این کشور بایستی از سیاست های اقتصاد ریاضتی دست بردارند که این امر نیز منجر به ناکامی سند چشم انداز خواهد شد.

یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده بعد از رونمایی از سند چشم انداز 2030 عربستان سعودی که در فضای داخلی این کشور نیز مطرح شد، مساله تاثیرت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این سند است. تشدید مهاجرت، تشدید سرکوب معترضان، فرار سرمایه گذاران و تشدید وابستگی به غرب از مهمترین تاثیرات و دستاورهای این سند برای مردم عربستان سعودی است. در حالی که یکی از اهداف بن سلمان از مطرح کردن چشم انداز سند 2030 ایجاد امید میان مردم عربستان سعودی بود اما موج فرار فعالان اجتماعی- اقتصادی و سیاسی در عربستان سعودی بعد از رونمایی از این سند و پیامدهای آن بیش از هر زمانی در تاریخ 80 ساله آل‌سعود پررنگ شده است. کشوری که بزرگ‌ترین صادر‌کننده نفت در جهان بوده و به سرزمین طلای سیاه مشهور است اکنون نه به ‌دلیل درآمدهای ارزی و میزان تولیدات نفتی‌اش بلکه به‌دلایل دیگر از جمله فرار نخبگان و شهروندانش در مرکز توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

رشد 318 درصدی تقاضاهای پناهندگی عربستانی‌ها در دیگر کشورها نمایانگر تشدید سرکوبگری مقامات سعودی از یک سو و ناکارامدی سند چشم انداز2030 است. به طوری که اکنون بسیاری از مخالفان بن سلمان، جرات درخواست پناهندگی ندارند و منتظر فرصتی برای فرار از عربستان سعودی هستند. همانگونه که «ریم سلیمان»، بانوی نویسنده ی عربستانی، از این کشور گریخت و به هلند پناهنده شد. محمد بن سلمان ولیعهد سعودی از سال 2015 که وارد هرم قدرت شد سعی کرده است تا به زعم خود پایه‌های عربستان سعودی مدرن را بنیان نهد و همه وی را معمار «عربستان نوین» بخوانند. در این راه بن سلمان سند چشم‌انداز 2030 را با هدف سکولار کردن جامعه عربستان سعودی مطرح کرد. بن سلمان همزمان با حمایت از حق زنان برای رانندگی، فعالان مخالف زن را زندانی می‌کرد، و در حالی که از اقتصاد خصوصی صحبت می‌کرد فعالان اقتصادی را در هتل ریتز کارلتون دستگیر و میلیاردها دلار از اموال آنها را مصادره کرد . وی همچنین همزمان با ادعای حمایت از آزادی‌های دینی، علمای دگراندیش عربستان سعودی را برکنار و یا زندانی می‌کرد.

محمد بن سلمان یکی از مهم‌ترین پایه‌های سیاست‌های اقتصادی خود را جذب سرمایه‌گذار خارجی اعلام کرده است. اما دستگیری بیش از 200 سرمایه‌گذار اقتصادی در کنار قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار منتقد باعث فرار سرمایه‌گذاران خارجی شده است. بطوریکه در اجلاس موسوم به داووس صحرا در عربستان سعودی، تنها چند سرمایه‌گذار کوچک شرکت کردند. تنها سرمایه‌گذاران خارجی نیستند که از عربستان سعودی گریزانند، شاهزاده‌های متمول سعودی نیز در حال فرار از این کشور هستند. بن سلمان با سیاست‌های سرکوب‌گرانه خود باعث شده است که مخالفان نظام سعودی چمدان‌های خود را بسته و آماده فرار باشند. برخی از آمارهای مربوط به فرارها هیچ‌گاه منتشر نمی‌شود اما چیزی که بدیهی است این است که نتیجه سند چشم انداز 2030 عربستان سعودی، فرار بسیاری از فعالان اقتصادی سعودی می باشد. 

 درباره سند چشم انداز 2030 و تشدید وابستگی عربستان سعودی به غرب، دو رویکرد عمده وجود دارد: یکی اینکه اساساً غرب  این سند را تدوین کرده است تا عربستان سعودی برای تحقق آن هرچه بیشتر به آنها وابسته باشد. رویکرد دیگر این است که غرب و آمریکا تاثیر مستقیمی در تدوین سند نداشته اند اما بن سلمان برای تحقق آن به آمریکا و غرب نیاز دارد. فارغ از این اینکه کدام رویکرد واقعی است، در هر حال، این سند به گونه ای تنظیم شده است که زمینه های امتیاز گیری بیشتر امریکا و متحدانش از عربستان سعودی را که دونالد ترامپ از آن به عنوان «گاو شیرده» نام برد، فراهم می سازد. 

تیر ۰۱, ۱۴۰۰ ۰۸:۰۷ Asia/Tehran