در قسمت نهم از مجموعه برنامه ی دریای سیاه؛ آوردگاه روسیه و ناتو، مصادیق تنش میان روسیه و ناتو در دریای سیاه؛ بررسی می گردد.

در قسمت قبلی برنامه اهداف، منافع و رویکرد برخی کشورها مثل امریکا و ترکیه را در دریای سیاه را برای شما شنوندگان گرامی توضیح دادیم. در این قسمت به مصادیقی از تنش میان روسیه و متحدان ناتو در دریای سیاه از جمله استقرار سامانه دفاع موشکی و افزایش انجام رزمایش های نظامی در دریای سیاه خواهیم پرداخت.

رقابت های روسیه و ناتو در دریای سیاه  تابعی از رویکرد تقابلی دو طرف در سایر محیط های ژئوپلیتیک است. اصولا گسترش ناتو به شرق  اروپا، امنیت مرزهای غربی را به مسئله ای حساس برای روسیه تبدیل کرده و با روی کارآمدن ولادیمیر پوتین، تنش های روسیه و ایالات متحده بر سر استقرار نظامیان ناتو در غرب روسیه افزایش یافته است. روسیه بارها تهدید کرد به هر نوع قدرت نمایی ناتو و امریکا در حوزه نفوذ خود اعم از افزایش نیروهای نظامی در کشورهای پیرامون خود و هر­گونه  استقرار موشک های میان برد در اروپا واکنش نشان می دهد.

استقرار سامانه های دفاع موشکی در راهبرد امنیتی امریکا سابقه ای طولانی دارد. این طرح در دوران جنگ سرد در قالب جنگ ستارگان Star wars تعریف شده بود پس از جنگ سرد در دوران بوش پدر، سیاستگزاران امریکایی این طرح راهبردی را در قالب طرح "حفاظت جهانی ­در برابرحملات محدود" Global protection against limited strikes ، پیش بردند در دوره کلینتون این طرح به طرح "دفاع ملی موشکی" National missile defense تغییر نام داد و سرانجام در دوره باراک اوباما، احیای دوباره بحث سپر موشکی اروپایی ، موجب غافلگیری روسیه شد. 

امریکا، از سال 2007 مذاکرات رسمی با کشورهای چک و لهستان برای استقرار سامانه های موشکی در این دو کشور را آغاز کرد. پس از کش و قوس های فراوان بالاخره امریکا در سال 2019 بخشهایی از رادارهای سامانه ضد موشکی خود را در پایگاه دوسلو Deveseluرومانی که یکی از شش کشور ساحلی دریای سیاه می باشد مستقر کرد . همچنین در سال 2020 بخشی از سامانه در لهستان مستقر شد.

امریکا در می 2019  سامانه دفاع موشکی هوایی "تاد" را در رومانی مستقر و در ماه ژوئن آن را عملیاتی کرد سامانه دفاع موشکی تاد  همراه با سامانه دفاع موشکی" ایجیس" بخش مهمی از راهبرد تهاجمی ناتو در حوزه دریای سیاه علیه روسیه محسوب می شود .

متعاقب تحرکات امریکا در استقرار سامانه های موشکی در حوزه دریای سیاه، روسیه نیز در دو سطح سیاستهای اعلامی و اعمالی به مخالفت با این اقدامات پرداخته است. راه اندازی رادار کالینینگراد در کرانه دریای بالتیک، مجهز کردن نیروی هوایی بلاروس به موشک های ضد هوایی پیشرفته، استقرار سامانه دفاع ضد موشکی روسیه موسوم به سامانه ضد هوایی اس300 در نوامبر سال 2019 در مرز تاجیکستان با افغانستان برخی از اقدامات متقابل روسیه به شمار می رود.

مسکو بارها اعلام کرده است که آمریکا با استقرار سیستم های موشکی خود در رومانی و لهستان قصد اعمال فشار بر این کشور را دارد. آمریکا مدعی است که این سیستم ها کاربردی دفاعی دارند، اما روسیه این سامانه ها را بخشی از توانایی های تهاجمی ایالات متحده و ناتو می داند که به قصد ترساندن روسیه و محاصره آن،  در شرق اروپا مستقر شده اند. 

مطابق با دکترین نظامی 2010 روسیه و نیز سند امنیتی روسیه در 2014 ، توسعه ناتو به سمت شرق تهدیدی جدی علیه روسیه تعریف شده است. در جواب این اقدامات تهدیدآمیز امریکا و ناتو، روسیه از اولین واحد موشکهای مافوق صوت موسوم به "آوانگارد " در 27 دسامبر 2019، پرده برداری کرد.

دومین شیوه از سیاست تقابلی روسیه با امریکا و ناتو در حوزه دریای سیاه ، اجرا کردن رزمایش های انفرادی یا مشترک در این پهنه آبی  است. این تمرینات نظامی که با هدف ارتقاء توانمندی در برابر تهدیدات رقیب صورت  می گیرد، واکنشی به افزایش مداخلات نظامی ناتو در دریای سیاه است. از ابتدای سال 2020 تا جولای 2021 شش ناوشکن امریکایی وارد دریای سیاه شده و با نیروی دریایی اوکراین، بلغارستان، رومانی، گرجستان و ترکیه رزمایش برگزار کردند. 

جنگ روسیه و گرجستان در سال 2008 یکی دیگر از مصادیق رقابت میان روسیه با ناتو در حوزه دریای سیاه می باشد. رویکرد ناتوگرایانه گرجستان و رقابت های روسیه وامریکا در سال 2008 سرانجام به جنگ روسیه با گرجستان بر سر منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی شد. درگیری بین روسیه و گرجستان در اوستیای جنوبی موجب به چالش کشیدن و تغییر فضای امنیتی در حوزه دریای سیاه شد. علیرغم این، تشدید رویکرد امریکا گرایی تفلیس  نتوانسته منجربه احیای تمامیت ارضی این کشور و بازگشت آبخازیا و اوسیتیای جنوبی به گرجستان گردد. بطوریکه روسیه  اعلام استقلال این مناطق را برسیمت شناخته است. 

واقعیت این است که گرجستان به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی و همسایگی با دریای سیاه برای ناتو از اهمیت زیادی برخوردار است. این کشور دالانی برای حمل و نقل انرژی از حوزه خزر به دریای سیاه به حساب می آید. از نظر ناتو، افزایش نفوذ در گرجستان و سایر کشورهای ساحلی دریای سیاه از جمله رومانی ، بلغارستان و اوکراین  می تواند مانند مرز جدید ناتو عمل کند تا ناتو بر امور مناطق هم جوار روسیه کنترل داشته باشد. در واقع ناتو به دنبال رودرو قرار دادن گرجستان، اوکراین، رومانی، بلغارستان و ترکیه در دریای سیاه با روسیه می باشد. 

جیمز آپاتورای James Appathurai، دستیار معاون دبیر کل ناتو در توجیه افزایش مداخلات نظامی ناتو در دریای سیاه می گوید :  «10 سال پیش دریای سیاه جزو برنامه های ناتو نبود چون منطقه از یک ثبات نسبی برخوردار بود و توسط کشورهای این حوزه کنترل می شد، اما با تقویت حضور نظامی روسیه در این حوزه و بی ثبات شدن منطقه و تبدیل شدن آن به اولویت برنامه های سیاسی روسیه، توجه به دریای سیاه به اولویت اول ناتو نیزتبدیل شده است».

در یک جمع بندی کلی می توان گفت تشویق کشورهای ساحلی دریای سیاه از جمله گرجستان به عضویت در ناتو ، افزایش برگزاری رزمایش های مشترک یا دوجانبه ناتو با کشورهای ساحلی دریای سیاه، افزایش اعزام ناوشکن های امریکا و دیگر کشورهای عضو ناتو به دریای سیاه، جلوگیری از روی کارآمدن دولت های روسیه گرا در منطقه و استقرار سامانه های موشکی ضدروسی از جمله اقدامات امریکا و ناتو با هدف  ایجاد یک ائتلاف ضد روسی در دریای سیاه می باشد.

 در این روند، ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو، ماموریت دارد با ایجاد کانال استانبول و فروپاشاندن معاهده مونترو(1936) درباره رژیم حقوقی تردد کشتی های کشورهای غیر ساحلی به دریای سیاه، زمینه را برای تحقق این هدف امریکا و ناتو در دریای سیاه فراهم نماید. مجموع این اقدامات، چشم انداز درگیری ناتو و روسیه در این دریا را تشدید می سازد .

مرداد ۰۴, ۱۴۰۰ ۰۹:۴۵ Asia/Tehran