در قسمت دهم و پایانی برنامه ی دریای سیاه؛ آوردگاه روسیه و ناتو، دیدگاه اندیشکده ها و صاحبنظران؛ بررسی شده است.

رقابتهای پیدا و پنهان ناتوی تحت رهبری امریکا با روسیه از پتانسیل لازم برای تشدید تنش ها و افزایش نظامی گری در دریای سیاه برخوردار است. چرا که شکل­ گیری و تقویت فضای ژئوپلیتیک برای اعضای ناتو و در راس آنها امریکا در دریای سیاه، بمنزله تنگ کردن عرصه نفوذ و تهدید عمق استراتژیک فدراسیون روسیه تلقی می گردد. به همین جهت تحرکات ناتو در دریای سیاه، واکنش روسیه را بویژه از سال 2014 بدنبال داشته است. در پی درگیری های شرق اوکراین در سال 2014 و متعاقب آن  الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه، اتحادیه اروپا و امریکا به تحریم های اقتصادی ضد مسکو دست زدند. این اقدام اروپا که تاکنون هر سال تمدید میشود در عمل به تنشهای سیاسی میان مسکو با دولتهای اروپایی عضو ناتو و امریکا در حوزه دریای سیاه دامن زد.

در حال حاضر حوزه استراتژیک دریای سیاه به واسطه افزایش رقابت های نظامی و بازدارنده روسیه با اتحادیه ناتو و در راس آن امریکا  دوران حساس و پیچیده‌ای را سپری می‌کند. دکتر شعیب بهمن، تحلیل گر حوزه اوراسیا در ایران، اعتقاد دارد منازعه امریکا و ناتو با روسیه در دریای سیاه، به ویژه در دوران ریاست جمهوری جورج­ بوش پسر و بعد از انقلاب های رنگین بسیار شدت گرفته است، از نظر این تحلیلگر هر چند درگیری میان ناتو و امریکا با روسیه طی سال های اخیر تا مرز جنگ مستقیم پیش نرفته است اما به واسطه حمایت امریکا از کشورهای منطقه در درگیری با روسیه، این تنشها همواره وجود داشته است و امریکا بیشتر بصورت غیر مستقیم و از طریق کشورهای منطقه به رویارویی با روسیه در این حوزه  پرداخته است.

دکتر میر طاهر، کارشناس مسائل بین المللی در ایران نیز، در خصوص چشم انداز رقابت روسیه با ناتو و امریکا در دریای سیاه با توجه به حضور ناوگان دریایی امریکا در این پهنه آبی اعتقاد دارد: باتوجه به اینکه ناتو به رهبری امریکا در سالهای اخیر تلاش وسیعی برای حضور در مناطق اطراف روسیه از جمله دریای سیاه و دریای بالتیک بکار بسته، ما شاهد حضور ناوگانهای ناتو در دریای سیاه هستیم، این ناوگان ها طبق معاهده مونتروکس (Montreux) حق ندارد بیش از 21 روز در دریای سیاه بماند اما رومانی و بلغارستان به عنوان دو عضو ناتو در بخش غربی دریای سیاه، و اوکراین در شمال دریا عملا مقدمات لازم برای افزایش حضور دریایی ناتو و امریکا را در این پهنه آبی فراهم کردند. با توجه به اینکه دکترین دریایی روسیه بر گسترش توانمندی نظامی در دریاهای پیرامونی تاکید دارد، شاهد هستیم که روسیه در سالهای اخیر بویژه بعد از انضمام کریمه و سواستوپول (Sevastopol) به خاکش در جریان یک همه پرسی، حضور نظامی خود را در این شبه جزیره در بخش شمال غربی دریای سیاه به شدت افزایش داده و اکنون شاهد استقرار سامانه های پدافند هوایی   s300و  s400روسیه در این منطقه هستیم. انواع هواپیمای­ جنگنده و بالگردها هر­روز پروازهای­ گشتی و شناسایی­ در شبه جزیره کریمه انجام می ­دهند، ضمن اینکه یکی از اولویتهای مهم نظامی روسیه افزایش توان ناوگان دریای سیاه این کشور است که در چارچوب برنامه های ­روسیه باید­ انواع قابل توجهی ­از شناورهای رزمی شامل ناوچه و ناوشکن ­را تحویل بگیرد. لذا به ­نظر می رسد روسیه در پاسخ به افزایش حضور نظامی ناتو در دریای سیاه، هم بر کمیت و هم کیفیت حضور خود بیفزاید و در عین­حال ­هرگونه اقدام احتمالی از جانب ناتو را خنثی کند.

در مقابل آنچه تا کنون ذکر شد و به موازات تلاش روسیه در مدرنیزه کردن ناوگان خود در دریای سیاه، اندیشکده های امریکایی نیز به مقامات این کشور توصیه می کنند که به سرعت موقعیت خود را در دریای سیاه ارتقا دهند. چنانکه اندیشکده مطالعاتی رند در امریکا در مقاله ای که در سال 2019 تحت عنوان " روسیه، ناتو و استراتژی امنیت دریای سیاه Russia, NATO, and Black Sea Security Strategy " منتشر کرد، به مسئولان امریکایی توصیه می کند که به منظور مقابله موثر با تهدیدات احتمالی از ناحیه روسیه، سامانه‌های پدافند هوایی در خاک رومانی و بلغارستان را با هدف "بازدارندگی روسیه" مستقر کند. نویسندگان این مقاله با اشاره به اینکه روسیه در این اواخر ناوگان دریای سیاه خود را به طور قابل توجهی مدرنیزه کرده، افزودند: استقرار سامانه‌های دفاع ضدهوایی و سیستم‌های موشکی ساحلی در خاک رومانی و بلغارستان، گامی موثر برای مقابله با تهدیدات مسکو است. 

منطقه دریای سیاه ،محل و آوردگاه اصلی رقابت روسیه و ناتو برای آینده اروپا است. این منطقه حتی قبل از الحاق کریمه به روسیه در سال 2014، دو دهه درگیری را تجربه کرده است. روسیه از ابزارهای سیاسی، اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و انرژی برای پیشبرد اهداف خود برای تبدیل دریای سیاه و دریای آزوف به مناطق امن برای این کشور استفاده می کند. این در شرایطی است که  از نظر ناتو، کشورهای حاشیه دریای سیاه می خواهند خود را از نفوذ روسیه محافظت کنند. بر همین اساس نیز نیز برخی از کشورهای غربی از عضویت این کشورها در اتحادیه اروپا و ناتو استقبال می کنند. این در شرایطی است که از نظر روسیه، مداخلات ناتو در دریای سیاه نه برای حمایت از کشورهای ساحلی این دریا، بلکه برای تشدید محاصره روسیه می باشد.

بررسی دیدگاه اندیشکده های غربی از جمله اندیشکده های رند، بروکینگز و کارنگی در باره گسترش­ مداخله ناتو در دریای سیاه نشان می دهد که از نظر استراتژیست های غربی، گسترش نفوذ ناتو به دریای سیاه، دریای بالتیک و قطب شمال ضرورتی اجتناب ناپذیر است. از دید اندیشکده کارنگی، قرارگرفتن دریای سیاه در اولویت راهبردهای ناتو با هدف مهار روسیه و تامین امنیت مسیرهای انتقال انرژی از این حوزه به بازارهای اروپا به عنوان ضرورت اساسی، برای منافع غرب مورد تاکید قرار گرفته است. وجه غالب استدلال اندیشکده کارنگی این  است که وضعیت فعلی ناتو در قطب شمال و دریای سیاه به نقطه ضعفی برای ناتو تبدیل شده است زیرا بعد از جنگ سرد، اصولا دریای سیاه جزو برنامه های ناتو نبوده و بیشترین تمرکز ناتو به مناقشات نظامی در داخل مرزهای اروپا یعنی  یوگسلاوی سابق و سپس به غرب آسیا یعنی افغانستان، معطوف بوده است ولی اکنون از نظر استراتژیست های غربی، ضروری است ناتو با هدف مهار و محاصره روسیه و نیز تضمین امنیت تراتزیت انرژی از این حوزه استراتژیک، حضور موثری در دریای سیاه داشته باشد. چنین نگرشی از سوی ناتو، باعث تشدید مسابقات تسلیحاتی و افزایش نظامی­ گری در منطقه می شود و چشم انداز خطرناکی از آینده دریای سیاه ترسیم می نماید.

مرداد ۰۹, ۱۴۰۰ ۰۷:۳۰ Asia/Tehran