• هرگونه سفر اتباع بنگلادش به رژیم اسراییل به صورت قانونی جرم شناخته می شود

در قسمت اول مجموعه بررسی رویکرد داکا به رژیم تل آویو؛ پیشینه تحرکات رژیم اسراییل برای روابط با بنگلادش، بررسی می گردد.

بنگلادش هشتمین کشور پرجمعیت جهان و از پرتراکم‌ترین کشورها از نظر جمعیت است. بنگلادش یکی از کشورهای پرجمعیت با حدود 160 میلیون نفر جمعیت، در جهان اسلام است که رژیم اسرائیل بلافاصله بعد از استقلال این کشور از پاکستان درسال 1971 م، آن را به رسمیت شناخت. رژیم صهیونیستی درچارچوب استراتژی «اتحاد پیرامونی» بن گورین بنیانگذار این رژیم، همواره بدنبال مناسبات با کشورهای اسلامی غیرعرب، نظیر بنگلادش بوده است. با این حال بنگلادش به رهبری «مجیب الرحمان» که رهبری حزب عوامی لیگ  را برعهده داشت و داکا را به سمت استقلال از پاکستان هدایت کرده بود، خط مشی مستقلی در پیش گرفت و از سازمان آزادی بخش فلسطین  به رهبری یاسر عرفات، حمایت کرد و درخواست رژیم اسرائیل را برای ایجاد روابط رسمی نادیده گرفت. با این حال این رژیم از راه های گوناگونی درصدد نزدیک شدن به بنگلادش بر آمد.

مطابق دکترین «دیوید بن گوریون» اولین رئیس جمهوری رژیم صهیونیستی که تحت عنوان «دکترین اتحاد پیرامونی» صورت­بندی شد، صهیونیست­ ها برای خروج از انزوا در غرب آسیا که در محاصره اعراب مسلمان و هوادار فلسطین قرار گرفته بود، می­ باید با کشورهای غیرعرب منطقه ارتباطات نزدیکی برقرار نمایند. در آن مقطع زمانی دو کشور ایران شاهنشاهی و ترکیه در اولویت دکترین «بن گوریون» قرار گرفتند، همچنین دو جمعیت مذهبی در اتیوپی در شاخ آفریقا و مسیحیان لبنانی در همین استراتژی گنجانده شدند. اما این به تنهائی مشکل انزوای رژیم اشغالگر صهیونیستی را حل نمی­ کرد. به همین دلیل بود که رهبران بعدی این رژیم به کشورهای مهم ­تری در جنوب آسیا از جمله هندوستان که اکثریت جمعیت آن هندو مذهب و غیر مسلمان بودند، توجه ویژه ­ای کردند. از آنجا که مهم ­ترین و پرجمعیت ­ترین کشور اسلامی بعد از تجزیه شبه قاره هند بر مبنای مذهب به نام پاکستان تأسیس شده بود و مسلمانان شبه قاره هند به شکل سنتی مخالف رژیم اسرائیل بودند، رژیم صهیونیستی از فرصت بوجود آمده از بروز اختلاف و دشمنی بین هندوستان و پاکستان بهره گرفت و در جهت تضعیف پاکستان، جهت­ گیری کرد.

پاکستان از دو بخش پاکستان غربی و پاکستان شرقی تشکیل شده بود و خاک هندوستان به لحاظ جغرافیائی دو بخش پاکستان غربی و پاکستان شرقی را از هم جدا می ساخت. این موقعیت به هندوستان کمک کرد استراتژی خود را در ارتباط با پاکستان روی تحریک ناسیونالیزم بنگالی و جدائی طلبی آنها از پاکستان متمرکز کند. بنگلادش در سال 1971م، فرصت تاریخی بدست آورد و در پی بروز جنگ داخلی، با حمایت هند ، ناسیونالیست ­های بنگالی به رهبری شیخ مجیب­ الرحمن رهبر حزب عوامی لیگ در انتخابات پیروز شدند، ولی ارتش پاکستان مایل به واگذاری قدرت به وی نبود. لذا این وقایع باعث تجزیه پاکستان شرقی و تأسیس کشور بنگلادش کنونی شد. این وضعیت تنها برای هندوستان فرصت ایجاد نکرد، بلکه برای رژیم صهیونیستی نیز یک فرصت استثنائی بود که در هماهنگی با هند با ارسال سلاح برای ناسیونالیست­ های بنگالی در جهت تضعیف یکی از پرجمعیت­ ترین کشورهای مسلمان جهان که حامی فلسطینیان بود و دومین کشور پرجمعیت اسلامی بعد از کشور اندونزی به حساب می­ آمد، برآید. به این ترتیب بود که اولین تماس مخفیانه بین حزب عوامی لیگ و رژیم اسرائیل با ارسال کمک ­های تسلیحاتی از طریق هندوستان با کشور جدید بنگلادش برقرار شد.

 حزب عوامی لیگ، به شدت از مخالفت مسلمانان بنگلادش با هر نوع همکاری با رژیم اشغالگر که یک کشور اسلامی را اشغال و هزاران زن و کودک مسلمان را کشته و یا آواره کرده بود، آگاه بود. به همین دلیل فرصت مورد انتظار صهیونیست­ ها را برای نفوذ در بنگلادش ایجاد نکرد و تلاش­ های رژیم اسرائیل برای نفوذ در بنگلادش تا حدی ناکام ماند. بعدها که قانون اساسی بنگلادش مطرح و به تصویب رسید، جامعه مسلمان این کشور موفق شد عبارت «به جز اسرائیل» را در گذرنامه­ های بنگلادش بگنجاند و هرگونه سفر اتباع این کشور به فلسطین اشغالی به صورت قانونی جرم شناخته شود. این شکست جدی برای پروژه نفوذ رژیم صهیونیستی در کشور جدید اسلامی بود، که در چارچوب دکترین بن گوریون در شبه قاره هند تلاش داشت از مشکلات بنگلادش در مقطع استقلال سوء استفاده کند و در این کشور نفوذ نماید.

مهم ترین نشانه ­های تلاش برای نفوذ رژیم صهیونیستی در کشور جدیدالتأسیس بنگلادش را در می توان در چارچوب دکترین «بن گوریون» مشاهده کرد. به طوریکه رژیم اسرائیل اولین حکومتی است که اعلام استقلال بنگلادش را به رسمیت می­ شناسد. علاوه بر این در جریان جنگ بین بنگالی­ ها و ارتش پاکستان، رژیم صهیونیستی از جنگ داخلی پاکستان به عنوان جنگ رهایی بخش نام می ­برد و از طریق هند سعی می­ کند به مبارزان بنگالی کمک­ های تسلیحاتی بنماید. در واقع می­ توان گفت که جنگ بنگلادش نقطه عطفی در این نوع از روابط بود. چرا که دریافت سلاح از رژیم اسرائیل با نظر و تأیید خانم ایندیرا گاندی نخست وزیر وقت و دختر جواهر لعل نهرو که خود در ضدیت با اسرائیل شهره بود، انجام گرفت. 

 علت اصلی طرح دکترین اتحاد پیرامونی ناشی از درک این واقعیت بود که رژیم اشغالگر که سرزمین فلسطینیان را به زور تصاحب کرده بود و با کشتارهای فجیع هزاران انسان بیگناه و آواره کردن میلیون­ ها نفر دیگر هرگز نمی­ توانست از طرف کشورهای مسلمان و عرب همسایه اش مورد پذیرش قرار گیرد و همواره مورد خشم آنها قرار داشت. درک این مفهوم که رژیم اسرائیل در محاصره دشمنان مسلمانش قرار دارد و اعراب از فلسطینیان حمایت می­ کنند، رهبران رژیم صهیونیستی را متوجه کشورهای مسلمان غیر عرب منطقه و کشورهای مسیحی در غرب آسیا و شاخ آفریقا و نیز هندوستان در شبه قارة هند کرده بود تا از این طریق فضای تنفسی خارج از دنیای عرب به دست بیاورند و خود را از انزوا خارج سازند.

حزب عوامی لیگ بنگلادش «حزب حاکم» هر چند که به صورت رسمی هیچ­گونه ارتباطی با رژیم اسرائیل را تأیید نمی­ کند و خود را متعهد به حمایت از فلسطینیان می ­داند، اما نشانه هایی وجود دارد که سطحی از مناسبات پنهان بین داکا - تل آویو طی سنوات گذشته تا حال را تائید می کند. این واقعیت را از موضع­ گیری یوسف رمضان سفیر فلسطین در داکا می ­توان به درستی تشخیص داد. وی در اظهارنظر کوتاهی به این گفته بسنده کرد که اقدام دولت بنگلادش برای اجازه سفر اتباع خود به اسراییل برای دولت فلسطین غیرقابل قبول است. منتها تردیدی وجود ندارد که فلسطینیان نگران نفوذ تدریجی رژیم اسرائیل در بنگلادش هستند.

حذف عبارت «بجزء اسرائیل» در گذرنامه الکترونیکی جدید بنگلادش، نشان از رویکرد جدید داکا و حزب عوامی لیگ به رژیم صهیونیستی است که در برنامه های آتی به آن  خواهیم پرداخت .

شهریور ۲۲, ۱۴۰۰ ۱۲:۵۰ Asia/Tehran