• نقش محوری عربستان سعودی و تشکیلات خودگردان در جریان سازش ‌کار عربی

در قسمت هشتم مقاله راهکار ایران برای حل مسئله فلسطین، علل بی توجهی جریان سازش کار عربی به طرح همه پرسی ملی در فلسطین، بررسی خواهد شد.

یکی از موانع تحقق آرمان فلسطین همسویی جریان سازش کار عربی با امریکا و رژیم صهیونیستی می باشد. جریان سازش‌کار عربی می‌داند به نتیجه رسیدن طرح همه پرسی ملی در فلسطین منجر به نابودی اسرائیل خواهد شد و معنایی جز پیروزی برای فلسطینی ها و جبهه‌ی مقاومت اسلامی نخواهد داشت. حکام سازشکار کشورهای عربی ، در واقع چون پایگاه مردمی ندارند و دولت‌های تصنعی و دست نشانده‌ای هستند،بدنبال تامین حقوق مردم فلسطین نیستند، بلکه درنهایت تامین کننده منافع آمریکا هستند. منافع آمریکا هم ایجاب می‌کند که رژیم اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک آمریکا در غرب آسیا وجود داشته باشد. جریان سازش طی سال‌های اخیر حتی حفظ ظاهر برای دفاع از حقوق مردم فلسطین را حداقل در ابعاد رسانه و اعلامی را نیز فراموش کرده است. بحث عادی‌ سازی روابط، علنا بدون رعایت مصلحت ومنافع فلسطینی ها تبلیغ می شود  و پیش‌شرط‌ های قبلی دولت‌های عرب برای عادی‌سازی نیز کنار گذاشته شد. اقدام امارات متحده عربی در عادی سازی مناسبات با رژیم صهیونیستی در قالب توافق آبراهام نشان داد که جریان سازش کار عربی، اعتقادی به حقوق مردم مظلوم فلسطین ندارد. 

در حالی که پیشتر و به خصوص در اجلاس بیروت 2002میلادی، جریان سازش مدعی بود به شرط بازگشت رژیم غاصب قدس به مرزهای قبل از 1967میلادی، آماده عادی‌ سازی روابط با اسرائیل است. اما با پیروزی‌های پی ‌در ‌پی مقاومت در جنگ‌های 33 روزه و 22 روز و یا شکست‌های آنها در پروژه‌هایی که برای بیدار اسلامی داشتند، باعث شد جریان سازش به این نتیجه برسد که به‌ مرور این جبهه‌ی مقاومت است که دست بالاتر را در منطقه به‌ دست آورده است. لذا از این مرحله بود که آن ملاحظه ‌کاری‌های سنتی و ظاهری نیز فراموش شد و جریان سازش به سوی عادی‌ سازی و آشکارسازی روابط با اسرائیل رفت. باور غلط جریان سازش این است که به دلیل ترک منطقه توسط آمریکا و یا حضور مستقیم کمتر این کشور، نظم مطلوب آمریکا در منطقه با محوریت اسرائیل در حال شکل‌ گیری است. کشورهای عرب متحد آمریکا نیز عجله دارند که در این نظم نوین و در آن هِرم قدرت برای خود جایگاهی کسب کنند و عجله آنها هم برای عادی ‌سازی روابط هم از این منظر است.

عمده دلیل بی‌توجهی جریان سازش عربی به طرح ایران مبنی بر همه پرسی ملی در فلسطین، نبود پایگاه مردمی در میان کشورهای مرتجع عربی است. اصل ماجرا به سال 2011 میلادی و اعتراضات مردمی پس از آن باز می‌گردد. اعتراض به حکومت‌های دیکتاتوری و نبود عدالت اجتماعی، باعث شد که رژیم‌های عربی منطقه در مورد امنیت خود نگران شوند و حالتی از ترس از شورش‌های داخلی در آنها شکل گرفت و آنجا بود که مسئله بحران داخلی مطرح شد. در این میان، شاباک، سازمان امنیت داخلی رژیم اشغالگر قدس و دستگاه‌های نظامی- امنیتی اسرائیل به طور پنهان وارد این کشورها شدند و در قالب شرکت‌های دانش‌ بنیان در حوزه‌هایی مانند تحلیل وضعیت، هشدار زود هنگام، جلوگیری از شورش و موارد مشابه به دولت‌ها مشاوره داده و می‌دهند. لذا برخی از دولت‌های عربی به امید بهره برداری از کمک های این رژیم برای مقابله با اعتراضات مردمی، بحث فلسطین را به حاشیه رانده اند.

عامل دیگر بی‌توجهی جریان سازش عربی به طرح ایران مبنی بر همه پرسی ملی در فلسطین، بی‌اهمیت بودن مردم، آرمان قدس و ارزش‌های اسلامی برای حکام عرب است.

خالد قدومی نماینده جنبش حماس در ایران معتقد است: هیچ کس و هیچ چیز جز حکومت و امنیت، برای حکام عرب ارزش ندارد. به همین دلیل حتی باید شاهد باشیم که گروه‌ های فلسطینی را سرکوب خواهند کرد. برای آنها، مردم فلسطین ارزش ندارند. طرح ایران و اجرای آن در فلسطین اشغالی، الگویی برای جهان عرب خواهد شد. مردم کشورهای جریان سازش نیز در پی همه ‌پرسی و انتخابات و گریز از نظام پادشاهیِ اقتدارگرا خواهند رفت و این امری است که امنیت حکام عرب را به طور جدی تهدید می‌کند.

جریان سازش فلسطین جریانی است که بر اساس توافق اسلو در فلسطین با هدف کاهش هزینه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی، یک دولت پلیسی را ایجاد کرده است. این جریان اساسا مخالف مقاومت و مانع فعالیت و گسترش مقاومت در کرانه باختری است. این جریان در جامعه فلسطین از یک اقبال حداقلی برخوردار است. لذا همه ‌پرسی را که نتیجه آن حذف اسرائیل به عنوان یک واحد سیاسی است و حق تعیین دولت بر جغرافیای فلسطین را به ملت فلسطین می‌دهد، را به عنوان مقدمه برای حذف خود از صحنه سیاسی فلسطین توصیف می‌کند. لذا به این دو دلیل طرح همه پرسی ملی در فلسطین از سوی این جریان با اقبال روبرو نشده است. البته در این بین نقش منفی عربستان سعودی در ضربه زدن به قدرت مقاومت فلسطین، بسیار پر رنگ بوده و قابل تاکید است که کشورهای عربی مخالف مقاومت با محوریت عربستان سعودی ، در جبهه اسرائیل قرار دارند و به همین سبب است که آنها  با طرح ایران مخالف هستند.

تلاش دائمی نظام سلطه و جریان سازش عربی برای از بین بردن نگاه اسلامی و رویکرد مقاومت، مبتنی بر دو ابزار اصلی تفرقه‌افکنی و اختلاف بین کشورها و اعضای مقاومت و دوم تحریف اصول مقاومت بوده است. آنها تلاش می ‌کنند نگاه مردم را نسبت به مقاومت و دیدگاه و رویکرد آن تغییر دهند و نسبت به  مسکوت گذاشتن طرح های مقاومت، اقدام کنند. یعنی همان اقدامی که غربی‌ها تاکنون انجام دادند و بعد از این هم به دنبال آن خواهند بود. عدم همراهی جریان سازش با طرح جمهوری اسلامی ایران به دلیل وجود اختلافات سیاسی فراوانی است که نظام سلطه غربی باعث آن بوده است.

 تقابل بنیادین ایران و جریان سازش عربی ، دلیل سکوت این جریان و برخی کشورهای عربی در مورد طرح همه پرسی ملی برای فلسطین است.  آن چه به صورت عملی از سوی دشمن اشغالگر و حامیانش پیگیری می‌شود، ممانعت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی است. یکی از دلایل سکوت حکام عرب در مورد طرح همه پرسی در فلسطین ، این است که این طرح به تشکیل یک دولت یکپارچه در فلسطین منجر می شود که جریان سازش در کشورهای عربی اصلا در پی آن نیستند. در واقع  حکام عرب می‌خواهند هم صهیونیست ها و نظام سلطه راضی باشند و هم فلسطینی‌ها تنها به بخش اندکی از خواسته‌هایشان برسند. بنابراین عملا با  طرح  دموکراتیک همه پرسی ملی در فلسطین مخالف هستند.

در واقع حکومت های غیر مردمی و دیکتاتور‌مآبانه جریان سازش عربی و همچنین اتصال ناگسستنی برخی از این کشورها به محور غرب موجب شده است که آنها، خود را در قالب رویکردها و گفتمان‌های غربی تعریف کنند. به‌ طوری که حتی اگر آن گفتمان‌ها به ضد اسلام و ضد فلسطین هم تبدیل شوند، حکام عربی به دلیل ماهیت وابستگی حکومت هایشان، نمی‌توانند آنها را رد کنند.

مرداد ۰۹, ۱۴۰۰ ۰۸:۵۷ Asia/Tehran